عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

84

كشف الحقايق ( فارسى )

آب با خاك بياميزند و امتزاج تمام يابند و اجزاى عناصر به‌غايت خورد باشد يا مساس بعضى با بعضى تمام شود و صورت هر يكى در ماده هر يكى اثر كند تا قوت هر يكى شكسته شود هرآينه ازين جمله كيفيتى متشابه الاجزاء حادث شود و اين كيفيت حادث را مزاج گويند . و مزاج در قسمت اول بر دو قسمست زيرا كه مزاج در قسمت اول از دو حال بيرون نيست يا معتدل حقيقى باشد يا غير معتدل و معتدل حقيقى را وجود نيست . باز مزاج غير معتدل بر سه قسمست زيرا كه مزاج معتدل ( كذا - ظ : غير معتدل ) از سه حال بيرون نيست : يا قريب باشد باعتدال يا بعيد از اعتدال يا متوسط ميان هر دو . پس اگر اين مزاج حادث بعيدست از اعتدال بمزاج نباتست و واهب الصور كه عقل فعالست مر اين مزاج را لايق استعداد وى صورت نباتى بخشد تا جسم نبات و روح نبات پيدا آيد و اگر قريب است باعتدال مزاج انسان باشد و واهب الصور مر اين مزاج را لايق استعداد وى صورت انسانى بخشد تا قالب انسان و نقش انسان پيدا آيد ( كذا - شايد : و نفس انسان ) و اگر متوسط ميان هر دو مزاج حيوان غير ناطق باشد و واهب الصور مر اين مزاج را لايق استعداد وى صورت حيوانى بخشد تا قالب حيوانى و روح حيوانى پيدا آيد . باز از هر يكى از اين مزاج سه‌گانه هشت قسم مىشود : چهار مفرد و چهار مركب . اما اين بحث درين موضع تعلق ندارد . و چون قالب انسان و نفس انسان پيدا شود اول كسى كه ظاهر شود از مرد و زن نام او انسان اولست و در اين انسان اول نطفه پيدا شود اينست معنى : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ « 1 » و اينست معنى : يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ « 2 » . فصل در بيان نفس انسانى بدانكه نفس انسانى جوهريست بسيط حقيقى و مكمل و محرك

--> ( 1 ) - مؤمن 12 - 13 ( 2 ) - حج 5